مترأم
مترادفها
نزدیک، صمیمی، مأنوس
متضادها
نامنظم، آشفته
لغت نامه دهخدا
مترأم. [ م ُ ت َ رَءْ ءِ ] ( ع ص ) مهربان بسیار بارحم و مروت و شفیق و حلیم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترؤم معنی اول شود.
نزدیک، صمیمی، مأنوس
نامنظم، آشفته
مترأم. [ م ُ ت َ رَءْ ءِ ] ( ع ص ) مهربان بسیار بارحم و مروت و شفیق و حلیم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترؤم معنی اول شود.