متخطی
مترادفها
خطاکار، گناهکار، متجاوز
متضادها
رعایتکننده، مطیع، درستکار
لغت نامه دهخدا
متخطی. [ م ُ ت َ خ َطْ طی ] ( ع ص ) تخطی نماینده و تجاوز کننده و از حد درگذرنده. ( ناظم الاطباء ). || گام نهنده یا گام فراخ نهنده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخطی شود.
فرهنگ فارسی
تخطی نماینده