متحدیت
مترادفها
وحدت، اتحاد، یکپارچگی
متضادها
تفرقه، اختلاف، جدایی، پراکندگی
لغت نامه دهخدا
متحدیت. [ م ُ ت ت َ ح ِی ْ ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) یگانگی واتحاد و اتفاق. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با متحدیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مفهوم متحدیت در فلسفه سیاسی به معنای همگرایی ارادهها و اهداف مختلف برای رسیدن به یک مقصد مشترک و حفظ ثبات اجتماعی است.
💡 برای دستیابی به پیشرفت اقتصادی پایدار، حفظ متحدیت میان بخشهای مختلف جامعه و همکاری نزدیک میان دولت و مردم بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 در شرایط بحرانی، میزان متحدیت ملی میتواند تعیینکننده باشد و قدرت یک ملت را در برابر چالشهای خارجی و داخلی افزایش دهد.