متجاوب
مترادفها
پاسخگو، واکنش نشان دهنده
متضادها
بیواکنش، بیتفاوت
لغت نامه دهخدا
متجاوب. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص )جواب گوینده بعض مر بعض را. ( آنندراج ). پاسخ دهنده مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجاوب شود.
پاسخگو، واکنش نشان دهنده
بیواکنش، بیتفاوت
متجاوب. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص )جواب گوینده بعض مر بعض را. ( آنندراج ). پاسخ دهنده مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجاوب شود.