متبنی

مترادف‌ها

پذیرفته شده

لغت نامه دهخدا

متبنی. [ م ُ ت َ ب َن ْ نا ] ( ع ص ) پسر خوانده و به فرزندی گرفته شده یعنی شخصی که او را کسی به فرزندی گرفته و پرورده باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ). پسر خوانده و بجای پسر گرفته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبنی شود.
متبنی. [ م ُ ت َ ب َن ْ نی ] ( ع ص ) آن که فرزندی گیرد کسی را. ( آنندراج ) آن که کسی را به جای پسر می گیرد و پدر پسر می شود. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به تبنی شود.

فرهنگ فارسی

آنکه فرزندی گیرد

جمله سازی با متبنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از کودکی در یک خانواده متبنی بزرگ شده است و همواره با تلاش بسیار سعی در اثبات توانمندی‌های خود به تمام اطرافیان داشته است.

💡 فرآیند قانونی برای ثبت فرزند متبنی در این کشور بسیار پیچیده و زمان‌بر است و نیاز به بررسی‌های دقیق توسط نهادهای حمایتی دارد.

💡 این کودک متبنی با وجود تمام سختی‌هایی که در دوران کودکی تجربه کرده بود، اکنون به یک فرد بسیار موفق در جامعه تبدیل شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران