مأروط
کلمهی «مأروط» در فارسی و عربی به چند معنا آمده است. نخست، به شتری گفته میشود که پیوسته «ارطی» خورده باشد و به همین دلیل دچار مشکلات گوارشی مانند درد شکم شود. این معنا در منابعی مثل منتهیالارب، آنندراج و ناظم الاطباء آمده است. دوم، «مأروط» به پوست حیوانی اشاره دارد که با برگ ارطی دباغی شده باشد؛ یعنی فرآیند دباغی یا آمادهسازی پوست با استفاده از مادهای به نام «ارطی» انجام شده است. به این ترتیب، واژه میتواند هم به حیوان و ویژگیهای جسمی آن و هم به محصول حاصل از حیوان (پوست دباغی شده) اشاره داشته باشد. در اصطلاح قدیمی، «ادیم مأروط» نیز به پوستی گفته میشد که به ارطی پیراسته و آماده استفاده شده است.
در منابع کهن فارسی و عربی، «ارطی» به نوعی گیاه یا ماده طبیعی گفته میشود که شترها آن را میخورند و در دامداری برای تغذیه حیوانات استفاده میشده است. وقتی گفته میشود شتری «ارطی» خورده، منظور این است که شتر آن گیاه یا ماده را به صورت مداوم میخورده است. همچنین در فرآوری پوست و دباغی، برگ یا عصاره «ارطی» به کار میرفته تا پوست دباغی شود و اصطلاح «ادیم مأروط» یعنی پوستی که با «ارطی» آماده شده است.
لغت نامه دهخدا
مأروط. [ م َءْ ] ( ع ص ) ( از «ارط» ) شتری که پیوسته ارطی خورد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || شتری که پیوسته از خوردن ارطی به درد شکم مبتلا باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || پوست دباغت داده شده به برگ ارطی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). ادیم مأروط؛ پوستی به ارطی پیراسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).