مالگذاری
مترادفها
وثیقه، گرو، ضمانت
لغت نامه دهخدا
مالگذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) خراج و مالیات ملک و اراضی مالیات بده. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مالگذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرمایهگذاران بزرگ همواره تلاش میکنند تا از طریق روشهای مختلف مالگذاری، سودآوری بلندمدت خود را در بازارهای مالی مختلف تضمین کنند و ریسکهای احتمالی را کاهش دهند.
💡 در سیستمهای بانکی مدرن، فرآیند مالگذاری از داراییهای فیزیکی به عنوان ضمانت برای دریافت وامهای بزرگ در پروژههای زیربنایی و صنعتی بسیار اهمیت و نقش اساسی دارد.
💡 شرکتهای نوپا برای تامین بودجه مورد نیاز جهت توسعه محصولات جدید، ناچار به استفاده از استراتژیهای مالگذاری و جذب سرمایه از میان سرمایهگذاران خطرپذیر هستند.