لغت نامه دهخدا
( مارورة ) مارورة. [ رَ ] ( ع ص، اِ ) دختر نازنین و نرم و نازک اندام و جنبان از نشاط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تلخه ای است که در گندم باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
( مارورة ) مارورة. [ رَ ] ( ع ص، اِ ) دختر نازنین و نرم و نازک اندام و جنبان از نشاط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تلخه ای است که در گندم باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).