مادر کلید
مترادفها
کلید اصلی
لغت نامه دهخدا
مادرکلید. [ دَ ک ِ ] ( اِ مرکب ) معمولاً شرکتهای سازنده قفل برای هر سلسله قفل که با کلیدهای مختلف باز می شود کلیدی می سازند که دندانه های بیشتر دارد و قادر است همه قفلها را باز کند. گاهی برای اتومبیلها هم چنین کلیدی تعبیه می شود. در ساختمانهای بزرگ ادرات این کلید مخصوص نگهبان است که در مواقع ضروری بسرعت بتوانند همه درها را باز کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). شاه کلید. ظاهراً این کلمه معادل « پاس پارتو» ی فرانسوی است و آن نوعی کلید است که بیشتر قفلها را بدان باز کنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) معمولا شرکتهای سازند. قفل برای هر سلسله قفل که با کلیدهای مختلف باز می شود کلیدی می سازند که دندانه های بیشتری دارد وقادر است هم. قفلهارا باز کند. گاهی برای اتومبیلها هم چنین کلیدی تعبیه می شود. در ساختمانهای بزرگ ادارات این کلید مخصوص نگهبانان است که در مواقع ضروری بسرعت بتوانند هم. درها را باز کنند.
جمله سازی با مادر کلید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هتلهای بزرگ و قدیمی، نگهبان ساختمان معمولاً یک دسته مادر کلید بزرگ دارد که به تمام اتاقها و بخشهای مختلف دسترسی دارد.
💡 مهندس برق برای مدیریت سیستمهای امنیتی پیشرفته در این مجتمع مسکونی، از یک سیستم هوشمند و یک مادر کلید دیجیتال استفاده میکند.
💡 وقتی قفل اصلی ساختمان خراب شد، آنها ناچار شدند از مادر کلید استفاده کنند تا بتوانند به بخشهای داخلی ساختمان دسترسی پیدا کنند.