لیزنده

مترادف‌ها

لغزنده، لیز، لغزان

متضادها

زبر، چسبنده

لغت نامه دهخدا

لیزنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) لیزخورنده. سُرخورنده. که لغزد. لغزنده بر چیزی.

فرهنگ عمید

آن که لیز بخورد.