لیزاندن
مترادفها
لغزاندن، لیز کردن
لغت نامه دهخدا
لیزاندن. [ دَ ] ( مص ) لیز دادن. لیزانیدن. لغزاندن. سراندن. شخشانیدن.
فرهنگ عمید
لیز دادن، لغزاندن، سُر دادن.
لغزاندن، لیز کردن
لیزاندن. [ دَ ] ( مص ) لیز دادن. لیزانیدن. لغزاندن. سراندن. شخشانیدن.
لیز دادن، لغزاندن، سُر دادن.