لغت نامه دهخدا
لگام پیچیدن. [ ل ُ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) روی برگاشتن. روی برگردانیدن. سر از اطاعت پیچیدن:
ولیکن ترا گر چنین است کام
ز کام تو هرگز نپیچم لگام.فردوسی.
لگام پیچیدن. [ ل ُ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) روی برگاشتن. روی برگردانیدن. سر از اطاعت پیچیدن:
ولیکن ترا گر چنین است کام
ز کام تو هرگز نپیچم لگام.فردوسی.
( ~. دَ ) (مص ل. ) ۱ - روی برگردانیدن. ۲ - سر باز زدن، سرپیچی کردن.
( مصدر ) ۱- روی برگردانیدن ۲- از اطاعت کسی سر باز زدن.
روی برگردانیدن.
سر باز زدن، سرپیچی کردن.