کلمهی «لقلاق بقباق» در فارسی به معنای فرد پرحرف و وراج است. این عبارت مرکب در متون قدیمی، برای توصیف کسی به کار رفته که بیش از حد حرف میزند و اغلب سخنانش طولانی یا بیپایان است. «لقلاق» و «بقباق» هر دو بار معنایی پرحرف بودن و وراجی دارند و وقتی کنار هم میآیند، شدت ویژگی پرحرفی را نشان میدهند. این اصطلاح در متون ادبی و تاریخی برای نقد یا تمسخر افرادی که بیش از حد سخن میگویند به کار رفته است. فردی که «لقلاق بقباق» نامیده میشود، غالباً اهل مباحث طولانی و حرفهای بیوقفه است. واژه ترکیبی است و در گفتار محاورهای روزمره کمتر استفاده میشود، ولی در ادبیات قدیم و متون فصیح دیده میشود. «لقلاق بقباق» هممعنی با وراج، پرحرف، سخنچین و اهل مباحث طولانی است. از نظر دستوری، عبارت مرکب است و معمولاً به عنوان وصف برای شخص به کار میرود که بیانگر نوعی رفتار بیشگو و بیپایان در گفتار است که ممکن است باعث خستگی یا آزار دیگران شود.
لقلاق بقباق
لغت نامه دهخدا
لقلاق بقباق. [ ل َ قُن ْ ب َ ] ( ع ص مرکب، از اتباع ) رجل ٌ لَقْلاق ٌ بَقْباق ٌ؛ مرد بسیارگوی. ( منتهی الارب ذیل ماده «ب ق ق » ).