لغزیدگی
لغت نامه دهخدا
لغزیدگی. [ ل َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی لغزیده. رجوع به لغزیده شود.
جمله سازی با لغزیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل لغزیدگی سطح جاده در اثر یخزدگی، رانندگان باید با سرعت بسیار کم و احتیاط کامل از مسیرهای اصلی و فرعی عبور کنند.
💡 لغزیدگی شدید پوست در اثر استفاده بیش از حد از مواد شوینده شیمیایی، نیازمند استفاده از کرمهای مرطوبکننده و مراقبتهای ویژه پزشکی است.
💡 لغزیدگی کلمات در سخنرانی آن سیاستمدار باعث شد که بسیاری از شنوندگان نتوانند پیام اصلی و دقیق سخنان او را به درستی درک کنند.