لبۀ چرخ
مترادفها
لبه چرخ
فرهنگستان زبان و ادب
{wheel flange} [حمل ونقل ریلی] قسمت بیرون آمدۀ چرخ که هدایت حرکت قطار را بر روی ریل بر عهده دارد
جمله سازی با لبۀ چرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زندگی گاهی مانند چرخ گردان است و انسانها ممکن است ناگهان خود را در لبۀ چرخِ حوادث و تغییرات ناخواسته زندگی پیدا کنند.
💡 او در لحظات سخت زندگی، احساس میکرد که در لبۀ چرخِ سرنوشت ایستاده و کوچکترین اشتباهی میتواند مسیر آینده او را کاملاً تغییر دهد.
💡 مدیریت بحران به معنای آن است که حتی زمانی که در لبۀ چرخِ بیثباتی قرار داریم، بتوانیم با خونسردی تصمیمات درست بگیریم.