قیوص
مترادفها
زنجیر، قید، بند
متضادها
آزادی، رهایی
لغت نامه دهخدا
قیوص. [ ق ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِقَیص، بانگ کننده. ( منتهی الارب ). رجوع به قیص شود.
زنجیر، قید، بند
آزادی، رهایی
قیوص. [ ق ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِقَیص، بانگ کننده. ( منتهی الارب ). رجوع به قیص شود.