قوامس

لغت نامه دهخدا

قوامس. [ ق َ م ِ ] ( ع اِ ) گویا جمع قامسة است. ( از اقرب الموارد ). بلاها. ( منتهی الارب ). بلاها و داهیه ها. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ قَومَس. رجوع به قومس شود.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز