قوارب

مترادف‌ها

قایق‌ها، کشتی‌ها

لغت نامه دهخدا

قوارب. [ ق َ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قارب. رجوع به قارب شود. || ج ِ قاربة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قاربة شود.

جمله سازی با قوارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سواحل جنوبی کشور، قوارب کوچک ماهیگیران از صبح زود به دریا می‌روند تا با استفاده از تورهای مخصوص، محصول روزانه خود را صید کنند.

💡 گردشگران برای تماشای مناظر زیبای جزیره و تجربه آرامش دریا، ترجیح می‌دهند از قوارب تندرو برای گشت‌زنی در آب‌های شفاف و گرم استفاده کنند.

💡 مدیریت کنترل حرکت قوارب در بنادر بسیار حیاتی است تا از برخورد ناگهانی آن‌ها با یکدیگر و بروز حوادث ناگوار در مسیرهای پرتردد جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران