قهقوه
مترادفها
خنده بلند، قهقهه
متضادها
گریه، زاری
لغت نامه دهخدا
قهقوه. [ ق َ ] ( اِخ ) شهرستانی است به مصر. ( منتهی الارب ). شهرستانی است در صعید مصر. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
شهرستانی است بمصر شهرستانی است در صعید مصر.
خنده بلند، قهقهه
گریه، زاری
قهقوه. [ ق َ ] ( اِخ ) شهرستانی است به مصر. ( منتهی الارب ). شهرستانی است در صعید مصر. ( از معجم البلدان ).
شهرستانی است بمصر شهرستانی است در صعید مصر.