قناح تصویر معنی قناح مترادفها بال، جناح لغت نامه دهخدا قناح. [ ق ُ ] ( ع اِ ) چوب که پشت در اندازند. مترسة الباب. ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط چکاگه مترس قسقاسه قمیع قنابه قصیعا کتیف گزارش محتوای نامناسب