قروف

لغت نامه دهخدا

قروف. [ ق َ ] ( ع ص ) مرد بسیار ستم دار. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مرد بسیار ستمکار. ( آنندراج ). || نافرمان. از حد گذرنده. || سخت جنگ کننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الحراب. ( اقرب الموارد ). ج، قُرْف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز