قرضوب تصویر معنی قرضوب لغت نامه دهخدا قرضوب. [ ق ُ ] ( ع ص ) شمشیر برّان. || دزد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || دزد مسکین. ج، قَراضِبة. || هرکه هرچه بیابد بخورد. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط علذمی عمروط ابن غبراء مقم قاضب