قرز
مترادفها
قرض دادن، وام دادن
لغت نامه دهخدا
قرز. [ ق َ ] ( ع اِ ) پشته و زمین درشت سطبر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( مص ) به اطراف انگشتان خاک برگرفتن. ( منتهی الارب ). قرص. ( اقرب الموارد ). || شکنجیدن به انگشتان. ( منتهی الارب ).
قرز. [ ق ُ ] ( ع اِ ) روغن دان. ( منتهی الارب ). || شیشه روغن حجام. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
روغن دان یا شیشه روغن حجام
دانشنامه عمومی
قرز ( به ترکی آذربایجانی: Qrız ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان قوبا واقع شده است. قرز ۳۶۸ نفر جمعیت دارد.