قبیح المنظر
مترادفها
زشت، ناپسند، کریه
متضادها
زیبا، خوشمنظر
لغت نامه دهخدا
قبیح المنظر. [ ق َ حُل ْ م َ ظَ ] ( ع ص مرکب ) زشت رو. بدترکیب. بدگل.
فرهنگ عمید
زشت رو، بدگل.
فرهنگ فارسی
زشت دیدار زشت رو بد گل.
زشت رو بد ترکیب بد گل
زشت، ناپسند، کریه
زیبا، خوشمنظر
قبیح المنظر. [ ق َ حُل ْ م َ ظَ ] ( ع ص مرکب ) زشت رو. بدترکیب. بدگل.
زشت رو، بدگل.
زشت دیدار زشت رو بد گل.
زشت رو بد ترکیب بد گل