قاسح
مترادفها
سخت، خشن، سنگدل، بیرحم
متضادها
نرم، لطیف، رئوف، مهربان
لغت نامه دهخدا
قاسح. [ س ِ ] ( ع ص ) جامه درشت. ( منتهی الارب ). || رمح قاسح؛ نیزه سخت. ( مهذب الاسماء ).
سخت، خشن، سنگدل، بیرحم
نرم، لطیف، رئوف، مهربان
قاسح. [ س ِ ] ( ع ص ) جامه درشت. ( منتهی الارب ). || رمح قاسح؛ نیزه سخت. ( مهذب الاسماء ).