فیاح

لغت نامه دهخدا

فیاح. [ ف َی ْ یا ] ( ع ص ) بحر فیاح؛ دریای فراخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || رجل فیاح؛ مرد فیاض به عطا. ( اقرب الموارد ).
فیاح. ( ع اِمص ) غارت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز