فورارد
مترادفها
جلو، پیش، روبرو
متضادها
عقب، پس
لغت نامه دهخدا
فورارد. ( اِخ ) از قرای ری. ( معجم البلدان ). امروز دهی بدین نام نیست.
جمله سازی با فورارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سیستمهای مالی مدرن، استفاده از دستورات فورارد برای مدیریت ریسک و تثبیت قیمتها در معاملات آتی بسیار رایج و ضروری است.
💡 بازیکن پست فورارد در فوتبال نقش بسیار حیاتی در پیشروی به سمت دروازه حریف و تمام کردن فرصتهای گلزنی برای تیم خود دارد.
💡 توسعهدهندگان نرمافزار معمول است که از دستور فورارد در جریانهای کنترل برای انتقال کنترل به مرحله بعدی در ساختار برنامهنویسی استفاده کنند.