فورارد تصویر معنی فورارد مترادفها جلو، پیش، روبرو متضادها عقب، پس لغت نامه دهخدا فورارد. ( اِخ ) از قرای ری. ( معجم البلدان ). امروز دهی بدین نام نیست. کلمات مرتبط هسنجان طخورذ خسراهاباد حرقات فهرمد عرهان جریرا گزارش محتوای نامناسب