فطوری
مترادفها
طبیعی، ذاتی، غریزی
متضادها
تصنعی، مصنوعی، ساختگی
لغت نامه دهخدا
فطوری. [ ف َ ری ی ] ( ع اِ ) آنچه بدان افطار نمایند و روزه گشایند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
طبیعی، ذاتی، غریزی
تصنعی، مصنوعی، ساختگی
فطوری. [ ف َ ری ی ] ( ع اِ ) آنچه بدان افطار نمایند و روزه گشایند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).