فضل نهادن
مترادفها
بخشیدن، عنایت کردن، لطف کردن، کرم کردن
متضادها
ستم کردن، محروم کردن
لغت نامه دهخدا
فضل نهادن. [ ف َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ترجیح دادن. برتر دانستن:
آدمیزاد نیک محضر باش
تا ترا بر دواب فضل نهند.سعدی ( صاحبیه ).
فرهنگ فارسی
ترجیح دادن برتری دانستن