فروزشگر
متضادها
آتشافروز
لغت نامه دهخدا
فروزشگر.[ ف ُ زِ گ َ ] ( ص مرکب ) روشن و نورانی کننده. || مدح و تعریف کننده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
فرهنگ عمید
افروزنده، روشن کننده.
آتشافروز
فروزشگر.[ ف ُ زِ گ َ ] ( ص مرکب ) روشن و نورانی کننده. || مدح و تعریف کننده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
افروزنده، روشن کننده.