فرو دادان
مترادفها
سپردن، واگذار کردن، دادن
متضادها
بالا دادن
لغت نامه دهخدا
فرودادان. [ ف ُ ] ( اِخ ) قریه ای به اصفهان. ( یادداشت بخط مؤلف ). در معجم البلدان و فرهنگهای جغرافیایی دیگر دیده نشد.
فرهنگ فارسی
نام قریه باصفهان
سپردن، واگذار کردن، دادن
بالا دادن
فرودادان. [ ف ُ ] ( اِخ ) قریه ای به اصفهان. ( یادداشت بخط مؤلف ). در معجم البلدان و فرهنگهای جغرافیایی دیگر دیده نشد.
نام قریه باصفهان