فرهنگدار

مترادف‌ها

فرهیخته، بافرهنگ

متضادها

بی‌فرهنگ، بی‌ادب

لغت نامه دهخدا

فرهنگدار. [ ف َ هََ ] ( اِ مرکب ) عسس و شحنه و حاکم. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عسس و شحنه و حاکم

جمله سازی با فرهنگدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک فرد فرهنگدار همیشه سعی می‌کند در هنگام گفتگو با دیگران، به آداب معاشرت و حقوق اولیه طرف مقابل احترام کامل بگذارد.

💡 جامعه‌ای که در آن افراد فرهنگدار و آگاه به وجود داشته باشند، در مسیر توسعه و پیشرفت پایدار بسیار سریع‌تر حرکت می‌کند.

💡 برای تبدیل شدن به یک شهروند فرهنگدار، لازم است که نسبت به محیط زیست و قوانین اجتماعی مسئولیت‌پذیری و آگاهی بیشتری داشته باشیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران