سواددار
مترادفها
باسواد، خواندهنوشته
متضادها
بیسواد، ناخواندهنوشته
لغت نامه دهخدا
سواددار. [ س َ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای سواد باشد. که خواندن و نوشتن داند.
فرهنگ فارسی
آنکه دارای سواد باشد که خواندن و نوشتن داند
جمله سازی با سواددار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دنیای امروز که دانش و فناوری نقش کلیدی در پیشرفت کشورها ایفا میکنند، تربیت نسلهای جدید و سواددار از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
💡 دولت با فراهم آوردن زیرساختهای آموزشی و مدارس در مناطق محروم، تلاش میکند تا از این طریق نرخ افراد سواددار را در جامعه افزایش دهد.
💡 برخلاف قرنهای گذشته که آموزش تنها محدود به طبقات مرفه بود، امروزه تلاش برای گسترش دانش باعث شده تا حتی در روستاها نیز افراد سواددار دیده شوند.