فرحانه

مترادف‌ها

شادمان، خوشحال، مسرور

متضادها

غمگین، اندوهناک

لغت نامه دهخدا

( فرحانة ) فرحانة. [ ف َ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث فرحان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ )سماروغ سپید. ( منتهی الارب ). کماه سفید. ( فهرست مخزن الادویه ). کماة سپید و قَرْحانة ( با قاف ) نیز ضبط کرده اند و در اللسان به ضم اول است. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مونث فرحان. کماد سفید

فرهنگ اسم ها

اسم: فرحانه (دختر) (عربی) (تلفظ: farhāne) (فارسی: فرحانه) (انگلیسی: farhane)
معنی: مؤنث فرحان، شاد، مسرور، خوشحال، ( مؤنث فرحان )، فرحان

جمله سازی با فرحانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از سال‌ها تلاش مستمر و بی‌وقفه در محیط‌های آموزشی دشوار، بالاخره دانش‌آموزان موفق شدند با کسب نمرات عالی، فرحانه به جشن پایان سال در حیاط مدرسه بپیوندند.

💡 مردم پس از شنیدن خبر پیروزی تیم ملی فوتبال در مسابقات بین‌المللی، با احساس شادی بسیار و به صورت فرحانه در خیابان‌های شهر به رقص و شادی پرداختند.

💡 وقتی خانواده با خبر بازگشت سالم و سلامت فرزند خود از سفر طولانی و پر از چالش مطلع شد، همگی با حالتی بسیار فرحانه به استقبال او رفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران