فراشتک
لغت نامه دهخدا
فراشتک. [ ف َ ت ُ ] ( اِ ) پرستوک. ( آنندراج ). فراشتروک. خطاف. ( برهان ). رجوع به فراشترو شود.
فرهنگ معین
(فَ تُ ) (اِ. ) پرستو.
ویکی واژه
پرستو.
فراشتک. [ ف َ ت ُ ] ( اِ ) پرستوک. ( آنندراج ). فراشتروک. خطاف. ( برهان ). رجوع به فراشترو شود.
(فَ تُ ) (اِ. ) پرستو.
پرستو.