فداگان

مترادف‌ها

قربانیان، ایثارگران

لغت نامه دهخدا

فداگان. [ ف َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کارواندر بخش خاش شهرستان زاهدان، واقع در 57 هزارگزی جنوب باختری خاش و 5 هزارگزی شمال شوسه خاش به ایرانشهر. دارای 25 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با فداگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مراسم یادبود برگزار شده، از فداگان و ایثارگرانی که برای حفظ امنیت و آرامش جامعه تلاش کرده‌اند، به شکلی بسیار باشکوه تجلیل شد.

💡 یاد و نام فداگان در قلب هر میهن‌پرستی زنده می‌ماند و آن‌ها همیشه به عنوان الگوهایی برای نسل‌های آینده در تاریخ ثبت می‌شوند.

💡 داستان زندگی و سختی‌های فداگان، الهام‌بخش بسیاری از نویسندگان و هنرمندان شده است تا آثار هنری خود را به افتخار آن‌ها خلق کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران