فاش گردیدن

لغت نامه دهخدا

فاش گردیدن. [ گ َدی دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. فاش شدن:
چراگوید آن حرف در خفیه مرد
که گر فاش گردد شود روی زرد.سعدی ( بوستان ).رجوع به فاش و فاش شدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آشکار شدن ظاهر شدن یا فاش شدن خبر. پراگنده شدن خبر.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز