لغت نامه دهخدا
غمزدای. [ غ َ زِ / زُ ] ( نف مرکب ) زداینده غم. غمزدا. رجوع به غمزدا شود:
پاینده باد میر بشادی و فرخی
بر کف گرفته باده رنگین غمزدای.فرخی.طبع حسان مصطفایی کو
تا ثناهای غمزدای آرد.انوری.|| ( اِ مرکب ) نام روز هشتم است از ماههای ملکی. ( برهان قاطع ). غمگسار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غمگسار شود.