غلچین
لغت نامه دهخدا
غلچین. [ غ َ ] ( اِ ) نعناع بری. به ترکی یارپوز گویند. مرزنگوش. ( فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 ب ). رجوع به مرزنگوش شود.
غلچین. [ غ َ ] ( اِ ) نعناع بری. به ترکی یارپوز گویند. مرزنگوش. ( فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 ب ). رجوع به مرزنگوش شود.