غلوقوریزا

لغت نامه دهخدا

غلوقوریزا. [ ] ( معرب، اِ ) سوس. ریشه شیرین. شیرین بیان. غلوقزیا. غلوخزیا. غلوقیریزا. رجوع به غلوقیریزا و غلوقزیا و سوس شود.

یوحی یعنی چه؟
یوحی یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز