غلنبه

لغت نامه دهخدا

غلنبه. [ غ ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) گرد مُصمَت. گرد آگنده میان:َ یک غلنبه کره. یک غلنبه پنیر. || ( ص ) بسیار: پول غلنبه. || گفتاری درشت از کسی که چنین گفته او را نسزد. قلمبه: کلمات غلمبه. عبارات غلنبه. حرف غلنبه.

فرهنگ فارسی

۱ - الفاظ و عبارات مشکل که گوینده برای اظهار فضل ادا کند ۲ - سخنان درشت از کسی چنین گفته از او سزاوار نیست.

خنیاگر یعنی چه؟
خنیاگر یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز