غذاگریزی
غذاگریزی ترکیبی است از «غذا» و «گریزی» و به معنای بیمیلی یا اجتناب از خوردن غذا بهکار میرود. این واژه معمولاً برای بیان حالتی استفاده میشود که فرد تمایلی به خوردن ندارد، خواه بهدلیل بیماری جسمی باشد یا مشکلات روحی و روانی.
در حوزه پزشکی و تغذیه، غذاگریزی به عنوان نشانهای از اختلالات گوارشی، کماشتهایی عصبی یا ضعف جسمانی مطرح میشود. این حالت میتواند موقت و ناشی از خستگی یا استرس باشد، یا بهصورت پایدار نشانه بیماریهایی مانند افسردگی و اختلالات خوردن.
از نظر معنایی، غذاگریزی علاوه بر کاربرد تخصصی، در زبان روزمره نیز برای اشاره به بیمیلی ساده نسبت به غذا استفاده میشود. بنابراین، این واژه هم بار بالینی دارد و هم در گفتوگوی معمولی میتواند بیانگر نبود اشتها یا بیعلاقگی به خوردن باشد.
مترادفها
بیاشتهایی
متضادها
پرخوری، اشتها
فرهنگستان زبان و ادب
{food avoidance} [تغذیه] سر باززدن از مصرف غذایی خاص به دلیل اختلالات احساسی یا غیراحساسی متـ. اجتناب از غذا
ویکی واژه
سر باززدن از مصرف غذایی خاص به دلیل اختلالات احساسی یا غیراحساسی
جمله سازی با غذاگریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از کودکان به دلیل تجربه تلخ در خوردن برخی مواد، دچار نوعی غذاگریزی شدهاند که نیاز به مداخله متخصص تغذیه دارد.
💡 افسردگی و فشارهای روحی شدید میتواند منجر به بروز اختلالاتی مانند غذاگریزی شود که نیاز به پیگیریهای پزشکی و روانشناختی جدی دارد.
💡 پزشکان معتقدند که درمان غذاگریزی در بزرگسالان باید با شناسایی ریشههای روانی و تغییر سبک زندگی به صورت تدریجی انجام شود.