غدب
متضادها
آرامش، بردباری، خونسردی
لغت نامه دهخدا
غدب. [ غ ُ دُب ب ]( ع ص ) مرد درشت کوتاه بالا، بسیارپی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آدمی درشت بسیارعضلات. ( از اقرب الموارد ).
آرامش، بردباری، خونسردی
غدب. [ غ ُ دُب ب ]( ع ص ) مرد درشت کوتاه بالا، بسیارپی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آدمی درشت بسیارعضلات. ( از اقرب الموارد ).