غائم

مترادف‌ها

ابری

متضادها

آفتابی، صاف

لغت نامه دهخدا

غائم. [ ءِ ] ( ع ص ) یوم غائم؛ روزی میغناک. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

یوم غائم روزی میغناک.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران