عیبگویی

مترادف‌ها

انتقاد، ملامت، بدگویی، نقد

متضادها

ستایش، تعریف، تمجید، نیکویی

لغت نامه دهخدا

عیبگویی. [ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل عیب گوی. عیب شمارش. عیب جوئی. ( آنندراج ). رجوع به عیب گو و عیب جویی شود.

جمله سازی با عیبگویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عیبگویی مداوم و بدون دلیل منطقی، می‌تواند باعث شود که یک محیط کاری صمیمانه به محیطی پر از تنش، شک و تردید تبدیل گردد.

💡 او همیشه از عیبگویی و انتقادهای تند خود پشیمان می‌شد، زیرا می‌دانست که این رفتار باعث رنجش اطرافیان و دور شدن آن‌ها از او می‌شود.

💡 برخی افراد با عیبگویی از هنر و آثار دیگران، سعی می‌کنند خودشان را برتر نشان دهند، در حالی که این کار فقط نشان‌دهنده ضعف شخصیت آن‌هاست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران