عیب گستردن
مترادفها
عیبجویی کردن، بدگویی کردن، غیبت کردن
متضادها
ستایش کردن، پردهپوشی کردن
لغت نامه دهخدا
عیب گستردن. [ ع َ / ع ِ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خطاها و گناهان کسی رافاش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). شایع و منتشر کردن معایب. پخش کردن و برملا ساختن آهو و عیب:
در بسته به روی خود ز مردم
تا عیب نگسترند ما را.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خطاها و گناهان کسی را فاش کردن.
جمله سازی با عیب گستردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در یک جامعه سالم، افراد باید به جای عیب گستردن در میان دیگران، سعی کنند با راهنمایی کردن و محبت، نقاط ضعف یکدیگر را پوشش دهند.
💡 او همیشه سعی میکرد با عیب گستردن در مورد رقبای خود در محیط کار، جایگاه خود را حفظ کند، اما این کار نتیجهای معکوس داشت.
💡 اخلاق اجتماعی حکم میکند که ما از عیب گستردن و پخش کردن شایعات در مورد زندگی خصوصی دیگران، به هر شکلی که ممکن باشد، پرهیز کنیم.