عکباش
مترادفها
بزرگان، سران، رؤسا
لغت نامه دهخدا
عکباش. [ ع ِ ] ( ع اِ ) آهو که نخستین شاخ برآورده باشد. ( منتهی الارب ). آهو که ابتدای برآمدن شاخش باشد پیش از آنکه بلند گردد. ( از اقرب الموارد ).
بزرگان، سران، رؤسا
عکباش. [ ع ِ ] ( ع اِ ) آهو که نخستین شاخ برآورده باشد. ( منتهی الارب ). آهو که ابتدای برآمدن شاخش باشد پیش از آنکه بلند گردد. ( از اقرب الموارد ).