عواق

لغت نامه دهخدا

عواق. [ ع ُ ] ( ع اِ ) آوازی است که از شکم ستور برآید وقت رفتار. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). صوتی است که از شکم دابه خارج میشود هنگام راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). عَویق. رجوع به عویق شود.
عواق. [ ع َ واق ق ] ( ع اِ ) عواق النخل؛ نهال ریزه خرما. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با عواق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باید همیشه پیش از انجام هر تصمیم بزرگی، به عواق و پیامدهای احتمالی آن در آینده فکر کرد تا در نهایت دچار پشیمانی نشویم.

💡 در متون ادبی کلاسیک، نویسندگان همواره از عواق بدی که در پی رفتارهای ناصواب و ناعادلانه می‌آید، با زبانی بسیار هشداردهنده یاد کرده‌اند.

💡 بررسی دقیق عواق تصمیمات اقتصادی و سیاسی در سطح بین‌المللی می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا از بروز بحران‌های جبران‌ناپذیر جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران