عنان جنباندن

مترادف‌ها

مهار کردن، هدایت کردن

متضادها

رها کردن، از کنترل خارج کردن

فرهنگ معین

( ~. جُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) روانه شدن، حرکت کردن.

ویکی واژه

روانه شدن، حرکت کردن.

کلمات مرتبط