عمهی

لغت نامه دهخدا

عمهی. [ ع ُم ْ م َ ها ] ( ع اِ ) ذهبت ابله العمهی؛ دانسته نمیشود که شتران او کجا رفتند. ( از منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). عمیهی. رجوع به عُمَّیهی ̍ شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
چیپ
چیپ
گوت
گوت
لطیف
لطیف
فال امروز
فال امروز